تبليغاتX
یک روز یک متن
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
رساله ی لوایح: عین القضات همدانی
 

 

 

آن چه گفته‌اند که عاشق در مقام فراق خوشتر از آن که در مقام وصال راستست زیرا که در فراق امید وصالست و در وصال بیم هجر، اما با درد فراق ساختن و خود را به خود برانداختن از دید امتناع وصول بود و این از تفرقه خالی نیست زیرا که در درد انیّت این باقی بود و در وصول بهوّیت او در باقی بود: 

او را که بقای او بباقی باشد

بر گوی ز بندگی چه باقی باشد

هشیار چگونه گردد از مستی عشق

چون پادشهش به ذات ساقی باشد

|+| نوشته شده توسط NimaPazooki در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 و ساعت 23:57 | 
وقتی که من بچه بودم: اسماعیل خویی
 

 

وقتی که من بچه بودم،

پرواز یک بادبادک

می‌بردت از بام ‌های سحرخیزی پلک

تا

نارنجزاران خورشید

آه،

آن فاصله های کوتاه.

وقتی که من بچه بودم،

خوبی زنی بود

که بوی سیگار می‌داد،

و اشک های درشتش

از پشت آن عینک ذره‌ بینی

با صوت قرآن می‌آمیخت.

وقتی که من بچه بودم،

آب و زمین و هوا بیشتر بود،

و جیرجیرک

شب‌ها

در متن موسیقی ماه و خاموشی ژرف

آواز می‌خواند.

وقتی که من بچه بودم،

در هر هزاران و یک شب

یک قصه بس بود

تا خواب و بیداری خوابناکت

سرشار باشد.

وقتی که من بچه بودم،

زور خدا بیشتر بود.

وقتی که من بچه بودم،

مردم نبودند.

وقتی که من بچه بودم

غم بود،

           اما

کم بود. 

|+| نوشته شده توسط NimaPazooki در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 و ساعت 1:33 | 
عشق و هوا: آلیس هوفمان
 

 

 

وقتی همه چیز گفته می شود

و به انجام می رسد

عشق و وضعیت هوا

تنها چیزهایی هستند که هرگز نمی توان از آن ها مطمئن بود!

|+| نوشته شده توسط NimaPazooki در جمعه بیستم مرداد 1385 و ساعت 0:23 | 
عشق زنان سنگی: گونترگراس
 

  نوشتن

 

لبخند های بی شمار

در حال جویدن تنباکو

و جدا کردن مو

منتظرند

تا زخم من

نوشتن آغاز کند.

 

|+| نوشته شده توسط NimaPazooki در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385 و ساعت 1:15 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar