| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
دیالکتیک تنهایی: اوکتاویوپاز
قسمت اول
عشق برای آن که محقق شود باید قوانین دنیای ما را زیر پا بگذارد. عشق رسوا و خلاف قاعده است؛ جرمی است که دو ستاره با خارج شدن از مدار مقررشان و به هم پیوستن در میان فضا مرتکب میشوند. مفهوم رمانتیک عشق که متضمن گسستن و گریختن و فاجعه است یگانه مفهومی از عشق است که امروز ما می شناسیم چون همه چیز در جامعه ما مانع از آن است که عشق، انتخابی آزاد شود. |+| نوشته شده توسط NimaPazooki در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 0:47 |
باجههای عمومی: هنگامه هویدا
میگذرد پیمانههای
هشت و چهار...
هشت و چهار...
هشت و چهار...
هر لحظه
شغال، سگ، خرگوش، گوش، گوش...
هایی که میدوند از پی ِسکوت
ایستا.... دَم
پای دری که باز بود
بیإذن ِدخول باجههای این شهر همه، عمومیاند
و
برای هر لحظه
کسی هست که دوستش بدارم!
|+| نوشته شده توسط NimaPazooki در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 و ساعت 6:32 |
رسول یونان: روز بخیر محبوب من
نمی دانم چیزی میان ما گم شد که هرگز آن را نیافتیم پس مرا فراموش کن مثل مرد قصه های مادر بزرگ که وجود نداشت اما برای زنش گوزن شکار می کرد. |+| نوشته شده توسط NimaPazooki در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 9:3 |
گنجشک ها و گیلاس ها: محمد حقوقی
من و تو
تا بوزم بوزانمت برقصم برقصانمت در را خواهم گشود و پرده را خواهم کشید - خواهمت داشت به دامنم تا منم ! موجاموج پریساپری! تا بوزی بوازنی ام برقصی برقصانی ام در را خواهی بست و پرده را خواهی کشید - خواهی ام داشت به جادویی تا تویی ! نسیمانسیم ! پریشاپریش!
|+| نوشته شده توسط NimaPazooki در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 و ساعت 1:2 |
مقالات شمس تبریزی
هنوز ما را اهلیت گفت نیست، کاشکی اهلیت شنودن بودی. تمام گفتن میباید و تمام شنودن! بر دلها مُهر است و بر زبانها مُهر است، و بر گوشها مُهر است. اندکی پرتو میزند؛ اگر شکر کند افزون کند.
|+| نوشته شده توسط NimaPazooki در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت 2:22 |
شعر معاصر فرانسه: ایو بون فوا
بیکمالی اوج است
چنین بود که می بایست ویران ساخت، ویران ساخت، ویران ساخت چنین بود که رستگاری تنها به این بها بدست آید. ویرانسازی سیمای برهنهای که در مرمر قوام می گیرد چکشکاری هر شکلی، هر جمالی. دوست داشتن کمال، زیرا که آستانهی ورود است اما نفی آن به محض شناسایی، فراموش کردنش به محض میرائی، بیکمالی اوج است. |+| نوشته شده توسط NimaPazooki در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 2:8 |
کبریت خیس: عباس صفاری
صدای ما را خیر کسی نمی شنود کسی نخواهد شنید آنقدر نشنیدند که گاهی فکر می کنم زیر آسمان خدا کسی کر نیست مائیم که خفه خون گرفته ایم: تندیس های بی آزاری، زیر باران در یک میدان قدیمی و صدایمان التماس مادران پلازا است که فقط کبوتران را دورمان جمع می کند.
یک شیشه ی ضد گلوله مابین تازه عروس و شوهرش دو صندلی اسقاط و دو گوشی سیاه تلفن لیز و سرد مثل دو ماهی مرده، دل تنگت حالا هر چه می خواهد بگو! نه تنابنده ای نمی شنود no one، no body، no soul صدایی که پوست است و استخوان و خارج نشده از دهان یک گله شعار و کلمات قصار از رویش می گذرند و بر سرش انگار یک کامیون آجر فشاری خالی کرده باشند. |+| نوشته شده توسط NimaPazooki در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 15:17 |
از خاموشی و فراموشی ها:حسین منزوی
گر چه با این شیوه جای آشتی نگذاشتی دوستت دارم به صلح و جنگ و قهر و آشتی
فاصله از هر گره کوتاه خواهد شد اگر قهر هم با تو خوش است اما برای آشتی
با که خواهی باز کرد این در که بر من بسته ای؟ بر که خواهی بست دل را چون ز من برداشتی
تو همان بودی که می پنداشتم می خواستم گر چه شاید من نبودم آن که می پنداشتی
آه می بخشی که چند در گمانت داشتم من نبودم آن که چشم دل به راهش داشتی
من بدم آری تو اما خرمنت توفان مباد کاشکی زآن باد بدبینی که در خود کاشتی
کوهواری باید اکنون بوده باشد در دلت بسکه غم بر رنج و حسرت بر ملال انباشتی
بسکه چشمانت فریبت داد و وهمت راه زد بلکه گاهی چشمه ای را هم سراب انگاشتی
قبله دیگر کن گشایش شاید از این سوست. عشق! ای که جز نفرت نماز دیگری نگزاشتی |+| نوشته شده توسط NimaPazooki در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 1:24 |
|
درباره وبلاگ
![]() یک روز یک متن، یک روز است و یک متن
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
هفته سوم تیر 1386هفته دوم تیر 1386 هفته اوّل بهمن 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 پيوندها
سایت سخنخانه ی داستان هفتان کلاغ خانه ی هنرمندان خانه ی کتاب شهر قصّه گرد شعله قد کشیدن وازنا دفتر صادق هدایت داریوش آشوری کانون نویسندگان قهوه خانه عمو اصغر سابق بیا تا برایت بگویم اکنون میان دوهیچ (علی عبدالهی) تولد یک مرگ آسمون ریسمون فصل گستاخی نگاهی و حسرتی و آهی دو رگهای در حوالی شما کرگدنها (گامپاگن) کلاغ عاشق پاییزه مردی که دارد درد...!!! سیاه مشق های من قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |