| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
ابر شلوارپوش: مایاکوفسکی
بر عرشم برید من بزرگ نیستم من بر هر آن چه هست نوشته ام نیست دیگر نمی خواهم بخوانم هیچ چیز کتاب؟ این بی مصرف؟ می پنداشتم خرامان خرامان راه می رود شاعر می جنباند لب می نشیند بر مغز خرفتش الهام می جوشد شعر زاییده می شود کتاب زکی! می روی و می روی ساعت ها و ساعت ها شاید بجوشد شعر تاب می آوری خوره ی زخم تخمیر در گل و لای قلب ماهی ابله خیال می زند دست می زند پا تا بی انتها در جراجر وزن و قافیه می پزد آرام آرام خورشت عشق و بلبل و می پیچد به خود کوچه ی بریده ی زبان ندارد زبان تا کند فریاد ندارد زبان تا گوید سخن مغرور بر می افرازیم از نو برج های بابل را در شهر تا از نو تختشان کند خدا در علفزاری هر علفش زبانی نا آشنا ...
|+| نوشته شده توسط NimaPazooki در یکشنبه نهم مهر 1385 و ساعت 8:33 |
|
درباره وبلاگ
![]() یک روز یک متن، یک روز است و یک متن
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
هفته سوم تیر 1386هفته دوم تیر 1386 هفته اوّل بهمن 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 پيوندها
سایت سخنخانه ی داستان هفتان کلاغ خانه ی هنرمندان خانه ی کتاب شهر قصّه گرد شعله قد کشیدن وازنا دفتر صادق هدایت داریوش آشوری کانون نویسندگان قهوه خانه عمو اصغر سابق بیا تا برایت بگویم اکنون میان دوهیچ (علی عبدالهی) تولد یک مرگ آسمون ریسمون فصل گستاخی نگاهی و حسرتی و آهی دو رگهای در حوالی شما کرگدنها (گامپاگن) کلاغ عاشق پاییزه مردی که دارد درد...!!! سیاه مشق های من قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |