موسم کشت
بر آن بودیم که پاکی را نگه داریم،
بدی را بیش از آن واقعیت بود.
بر آن بودیم که کینه از دل بزداییم،
گر چه توفان دانه ها را پریشان کرد.
آن که بداند دانه ها چه سبکند،
از ستایش تندر بیمناک می شود.
آن جا که زمین رسیده تا آسمان،
به پایان خود می رسد
( در فروغی که رویای ناپیدای خدا
پرسه می زند.)
میان سنگ و خیال
برف ، این قاقم گریزپا.
|
+| نوشته شده توسط NimaPazooki در جمعه یکم دی 1385 و ساعت 3:2 |