
اینجا در كنار ِتو قلب من سرشار آرامش است
و انديشههایم به خنکای باران میماند.
مینشینم و میگذارم تا زمان چون برق
از برابر ِشیشهی پنجره بگذرد،
و دستان من را به تو برساند،نازنینم...
اینک انگار در اسپانیا هستم.
|
+| نوشته شده توسط NimaPazooki در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 22:36 |